jahadi_kmu

Get ranking button

گروه جهادی فاطمه الزهرا(س) @jahadi_kmu
Ranking:
# 45664
Country:
    Iran

Wrong country?

Change country

🔘غرفه ی کانون جهادی و گروه جهادی فاطمه الزهرا(س) در استقبال از جدید الورودها 🔸شما هم به جمع جهادیون بپیوندید.
🔸شنبه31 شهریور لغایت دوشنبه2مهر_ساعت 8 صبح الی 15 عصر_سالن 9 دی

2018-09-22 17:04

59 0

 

🔘غرفه ی کانون جهادی و گروه جهادی فاطمه الزهرا(س) در استقبال از جدید الورودها 🔸شما هم به جمع جهادیون بپیوندید. 🔸شنبه31 شهریور لغایت دوشنبه2مهر_ساعت 8 صبح الی 15 عصر_سالن 9 دی

🔘مسابقه دل نوشته و خاطره جهادی 🔸ویژه جهادگران اردوی ریگان
🔸ارسال آثار به آیدی:
@jahadgar_kmu
🔸مهلت ارسال:تاپایان شهریورماه

 #گروه_جهادی_فاطمه_الزهرا 
@khbdkmu

2018-09-10 10:37

42 0

 

🔘مسابقه دل نوشته و خاطره جهادی 🔸ویژه جهادگران اردوی ریگان 🔸ارسال آثار به آیدی: @jahadgar_kmu 🔸مهلت ارسال:تاپایان شهریورماه #گروه_جهادی_فاطمه_الزهرا @khbdkmu

🔘آنچه که در این چند روز گذشت... #مروری_بر_اردوی_جهادی
 #ارسالی_کاربران
 #گروه_جهادی_فاطمه_الزهرا 
 #تابستان_۹۷
 #ریگان

2018-09-09 07:31

68 0

 

🔘آنچه که در این چند روز گذشت... #مروری_بر_اردوی_جهادی #ارسالی_کاربران #گروه_جهادی_فاطمه_الزهرا #تابستان_۹۷ #ریگان

پشت پنجره نشسته ام...
در چشم های ماه که نظاره گر میشوم برایم خاطرات شب های کویر را تداعی میکند!!!
خاطراتی که اردو بر محور آنها میچرخید...
و اینک تمام شد...
از به پایان رسیدن دفتر که بگذریم
این حکایت ها هستند که همچنان باقی اند...
 #دلنوشته_جهادی 
 #اردو_جهادی_فاطمه_الزهرا 
 #تابستان_۹۷
 #ریگان

2018-09-07 10:52

52 0

 

پشت پنجره نشسته ام... در چشم های ماه که نظاره گر میشوم برایم خاطرات شب های کویر را تداعی میکند!!! خاطراتی که اردو بر محور آنها میچرخید... و اینک تمام شد... از به پایان رسیدن دفتر که بگذریم این حکایت ها هستند که همچنان باقی اند... #دلنوشته_جهادی #اردو_جهادی_فاطمه_الزهرا #تابستان_۹۷ #ریگان

خواستم با کوله باری راه بیوفتم.واسه همین هر انچه که فکر میکردم نیازه رو ریختم تو کوله پشتی.دیدم جا کم اورد.یه چمدون بزرگ انتخاب کردم.انگار میخواستم برم مسافرت و قراره اصلا غم به دلم راه ندم.وقتی راه افتادیم از پنجره بیرونو نگاه میکردم
..شعر گلستانه سهراب سپهری تو ذهنم می پیچید.شعری که از دبیرستان حفظ بودم..باخودم زمزمه میکردم و بیرونو نگاه میکردم.این اولین باری بودکه اردوجهادی شرکت میکردم.خودمو ''تو گلستانه'' میدیدم
هر چیزی که من میدیدم با اون چیزی که توذهنم میپیچید کلی فرق داشت..
دشت هایی چه فراخ [دشت بی اب و علف]
كوه هایی چه بلند 
در گلستانه چه بوی علفی می آمد؟ [بیرونو که نگاه میکردم..بیابون بود..بی اب و علف]
من دراین آبادی پی چیزی می گشتم 
پی خوابی شاید.. پی نوری ‚ ریگی ‚ لبخندی 😔
پای نی زاری ماندم..باد می آمد گوش دادم [نی زار نبود؟ فقط بوته جاز بود.گرد خاک می امد.خاک میخوردم فقط]🌪☀
چه كسی با من حرف می زد؟
راه افتادم🚶‍♂
یونجه زاری سر راه [خاک بود و خاک، زمین تشنه بود]
بعد جالیز خیار ‚ بوته های گل رنگ [هیچ کدوم نبود]
و فراموشی خاك [فراموشی همه چی غیر از خاک]
لب آبی [😔 آب نبود..از بی ابی زمین خشک بود و تشنه..ماسه زاری بود]
گیوه ها را كندم و نشستم.. پاها در آب [غروب بود.پاهامو روی خاک گذاشتم.با اینکه خورشیدی نبود ولی زمین خیلی داغ و غیر قابل تحمل بود.سریع کفشامو پوشیدم]

من چه سبزم امروز [تنها رنگ سبز اونجا تیغ برگهای نخل ها بود]
و چه اندازه تنم هوشیار است [تنها جمله ی وصف حالم همین بود]
نكند اندوهی ‚ سر رسد از پس كوه [غم واندوه چه سنگین روی دلم بود]

چه كسی پشت درختان است ؟ 
ظهر تابستان است [دمایی که سنگ هارو حرارتی کرده بود که حتی اگه صورتمون رو از خورشید پنهان میکردیم،حرارت سنگها صورتمون رو اذیت میکرد]
سایه ها می دانند كه چه تابستانی است!!؟
سایه هایی بی لك 
گوشه ای روشن و پاك 
كودكان احساس! جای بازی اینجاست... زندگی خالی نیست [در چنین شرایطی زندگی میکردن]
مهربانی هست سیب هست ایمان هست. 
آری تا شقایق هست زندگی باید كرد [اونجا نیازمند جهاد ماس]

در دل من چیزی است مثل یك بیشه نور مثل خواب دم صبح 
و چنان بی تابم كه دلم می خواهد [که دلم میخواهد ...😓]
بدوم تاته دشت بروم تا سر كوه 
دورها آوایی است ..كه مرا می خواند[دورها اوا هاییس که مارا می خواند]....شعر تموم شد اما من سنگینی غمی را روی دلم حس میکردم..باید جهاد کرد..خوش بحالت سهراب..توچه چیزا دیدی!!
 #اردو_جهادی_فاطمه_الزهرا
 #دلنوشته
 #با_قلم_مهدی_عباسی

2018-08-29 21:27

62 0

 

خواستم با کوله باری راه بیوفتم.واسه همین هر انچه که فکر میکردم نیازه رو ریختم تو کوله پشتی.دیدم جا کم اورد.یه چمدون بزرگ انتخاب کردم.انگار میخواستم برم مسافرت و قراره اصلا غم به دلم راه ندم.وقتی راه افتادیم از پنجره بیرونو نگاه میکردم ..شعر گلستانه سهراب سپهری تو ذهنم می پیچید.شعری که از دبیرستان حفظ بودم..باخودم زمزمه میکردم و بیرونو نگاه میکردم.این اولین باری بودکه اردوجهادی شرکت میکردم.خودمو ''تو گلستانه'' میدیدم هر چیزی که من میدیدم با اون چیزی که توذهنم میپیچید کلی فرق داشت.. دشت هایی چه فراخ [دشت بی اب و علف] كوه هایی چه بلند در گلستانه چه بوی علفی می آمد؟ [بیرونو که نگاه میکردم..بیابون بود..بی اب و علف] من دراین آبادی پی چیزی می گشتم  پی خوابی شاید.. پی نوری ‚ ریگی ‚ لبخندی 😔 پای نی زاری ماندم..باد می آمد گوش دادم [نی زار نبود؟ فقط بوته جاز بود.گرد خاک می امد.خاک میخوردم فقط]🌪☀ چه كسی با من حرف می زد؟ راه افتادم🚶‍♂ یونجه زاری سر راه [خاک بود و خاک، زمین تشنه بود] بعد جالیز خیار ‚ بوته های گل رنگ [هیچ کدوم نبود] و فراموشی خاك [فراموشی همه چی غیر از خاک] لب آبی [😔 آب نبود..از بی ابی زمین خشک بود و تشنه..ماسه زاری بود] گیوه ها را كندم و نشستم.. پاها در آب [غروب بود.پاهامو روی خاک گذاشتم.با اینکه خورشیدی نبود ولی زمین خیلی داغ و غیر قابل تحمل بود.سریع کفشامو پوشیدم] من چه سبزم امروز [تنها رنگ سبز اونجا تیغ برگهای نخل ها بود] و چه اندازه تنم هوشیار است [تنها جمله ی وصف حالم همین بود] نكند اندوهی ‚ سر رسد از پس كوه [غم واندوه چه سنگین روی دلم بود] چه كسی پشت درختان است ؟  ظهر تابستان است [دمایی که سنگ هارو حرارتی کرده بود که حتی اگه صورتمون رو از خورشید پنهان میکردیم،حرارت سنگها صورتمون رو اذیت میکرد] سایه ها می دانند كه چه تابستانی است!!؟ سایه هایی بی لك  گوشه ای روشن و پاك  كودكان احساس! جای بازی اینجاست... زندگی خالی نیست [در چنین شرایطی زندگی میکردن] مهربانی هست سیب هست ایمان هست. آری تا شقایق هست زندگی باید كرد [اونجا نیازمند جهاد ماس] در دل من چیزی است مثل یك بیشه نور مثل خواب دم صبح  و چنان بی تابم كه دلم می خواهد [که دلم میخواهد ...😓] بدوم تاته دشت بروم تا سر كوه  دورها آوایی است ..كه مرا می خواند[دورها اوا هاییس که مارا می خواند]....شعر تموم شد اما من سنگینی غمی را روی دلم حس میکردم..باید جهاد کرد..خوش بحالت سهراب..توچه چیزا دیدی!! #اردو_جهادی_فاطمه_الزهرا #دلنوشته #با_قلم_مهدی_عباسی

‍ #قلبی_که_جا_ماند
بچه ها که رفتن ؛ این فعل برام معنیه نرسیدن پیدا کرد.... میدونی!! تا حالا دنبال اتوبوسِ جبهه با حسرت دویدی که تنها یادگاریش واست ی لباس خاکی باشه،همونقدر مقدس _همونقدر با حسرت ، انگار جاموندی از جستجو کننده های گنج ... از پیدا کردن خودت😞 مرز غربت و اشنایی اینجاست👇 غریب ینی یه مرد که قلبش جا موند ... پیش بچه های که همای سعادت، دوشادوش اونهارو تا فردوس برین همراهی میکرد ..
مثل همون تک برگ سفید تو دفترچه خاطرات دوتا عاشق💔
همونقدر دردناک_همونقدر غریب 
میفهمی چی میگم 😔

 #به_قلم_فاطمه_بادپر
 #تنها_دو_روز_مانده_تا_حرکت 
 #دلنوشته_جهادی
 #اردو_جهادی_فاطمه_الزهرا 
 #جهاد_در_راه_است

2018-08-28 17:48

90 0

 

‍ #قلبی_که_جا_ماند بچه ها که رفتن ؛ این فعل برام معنیه نرسیدن پیدا کرد.... میدونی!! تا حالا دنبال اتوبوسِ جبهه با حسرت دویدی که تنها یادگاریش واست ی لباس خاکی باشه،همونقدر مقدس _همونقدر با حسرت ، انگار جاموندی از جستجو کننده های گنج ... از پیدا کردن خودت😞 مرز غربت و اشنایی اینجاست👇 غریب ینی یه مرد که قلبش جا موند ... پیش بچه های که همای سعادت، دوشادوش اونهارو تا فردوس برین همراهی میکرد .. مثل همون تک برگ سفید تو دفترچه خاطرات دوتا عاشق💔 همونقدر دردناک_همونقدر غریب میفهمی چی میگم 😔 #به_قلم_فاطمه_بادپر #تنها_دو_روز_مانده_تا_حرکت #دلنوشته_جهادی #اردو_جهادی_فاطمه_الزهرا #جهاد_در_راه_است

 #اردو_جهادی_فاطمه_الزهرا 
 #جهاد_در_راه_است
 #وسایل_مورد_نیاز_برای_اردو

2018-08-28 07:17

36 0

 
از مردی بخشنده پرسیدند : ⁉️ آیا از اینکه به دیگران کمک می کنی و روزی رسان فقیران هستی هرگز به خود مغرور شده ای یا منتی بر سر نیازمندان گزارده ای ؟ 🗣 پاسخ داد: هیهات که بخشش و روزی رسانی من به نیازمندان حکایت کفگیری است که در دست طباخ است.
اگر چه طباخ هر چه می دهد در کفگیر می ریزدو می دهد ، ولی کفگیر هرگز گمان نمی برد که هر چه دارد از آن خودش است و بخشنده است. 
 #اردو_جهادی_فاطمه_الزهرا 
 #جهاد_در_راه_است

2018-08-26 21:44

59 1

 

از مردی بخشنده پرسیدند : ⁉️ آیا از اینکه به دیگران کمک می کنی و روزی رسان فقیران هستی هرگز به خود مغرور شده ای یا منتی بر سر نیازمندان گزارده ای ؟ 🗣 پاسخ داد: هیهات که بخشش و روزی رسانی من به نیازمندان حکایت کفگیری است که در دست طباخ است. اگر چه طباخ هر چه می دهد در کفگیر می ریزدو می دهد ، ولی کفگیر هرگز گمان نمی برد که هر چه دارد از آن خودش است و بخشنده است. #اردو_جهادی_فاطمه_الزهرا #جهاد_در_راه_است

‍ اینجا قراره همه جور کاری انجام بدی تا دل مردمو شاد کنی،
از دندون کشیدن و سرم زدن گرفته تا تعمیر پریز برق و آجر روی هم گذاشتن؛ و حتی گاهی وقتا لازمه ساعت ها با بچه ها دنبال توپ بدوی و زمین هم بخوری!
کار تو همینه، دلشونو شاد کن! هر جوری که بلدی...
بسم الله...
 #جهاد_در_راه_است 
 #اردو_جهادی_فاطمه_الزهرا 
 #زهکلوت_تابستان_۹۶

2018-08-25 17:26

74 1

 

‍ اینجا قراره همه جور کاری انجام بدی تا دل مردمو شاد کنی، از دندون کشیدن و سرم زدن گرفته تا تعمیر پریز برق و آجر روی هم گذاشتن؛ و حتی گاهی وقتا لازمه ساعت ها با بچه ها دنبال توپ بدوی و زمین هم بخوری! کار تو همینه، دلشونو شاد کن! هر جوری که بلدی... بسم الله... #جهاد_در_راه_است #اردو_جهادی_فاطمه_الزهرا #زهکلوت_تابستان_۹۶

‍ صدای حاجی میومد و منم غرق افکار و صبحونه که ۲۵ نفری بهش حمله ور شدن و سهم من فقط شستن قابلمه و استنشاق رایحه دل انگیزش بود 😐😋حاجی:سربازای من این ک میبینید بیله..
علی مثل همیشه دستشو بلند کرد و گفت : حاجی خوب شد گفتین بیله ها ما فکر کردیم ابنبات چوبیه 🍭
حاجی با لبخند ادامه داد: قراره تا امشب همه ساختمونای مشخص شده رو پی ریزی کنیم 
حسین :حاجی خیالت راحت با دوتا اتک و اسپل فتح میشه برادر (حسین داداش ببین کارت با کلش کجا رسیده خوبه به حاجی نگفتی بربر کویین 😅
علی:داداش تو فکر میکنی قرار بیل توروحمل کنه یا تو بیلو اخه 
من :هان 🤕
توهمین گیج حالی،داغی دست حسین پشت گردنم گفت : کار هر کس نیست بیل زدن مرد بدنساز میخاهد و دست دمبل زن :انگار راست میگفتن بیل یجورایی حق منو خورده بود ولی خب نشونتون میدم.

 #طنز_جهادی
 #اردو_جهادی_فاطمه_الزهرا
 #جهاد_در_راه_است

2018-08-24 19:38

65 1

 

‍ صدای حاجی میومد و منم غرق افکار و صبحونه که ۲۵ نفری بهش حمله ور شدن و سهم من فقط شستن قابلمه و استنشاق رایحه دل انگیزش بود 😐😋حاجی:سربازای من این ک میبینید بیله.. علی مثل همیشه دستشو بلند کرد و گفت : حاجی خوب شد گفتین بیله ها ما فکر کردیم ابنبات چوبیه 🍭 حاجی با لبخند ادامه داد: قراره تا امشب همه ساختمونای مشخص شده رو پی ریزی کنیم حسین :حاجی خیالت راحت با دوتا اتک و اسپل فتح میشه برادر (حسین داداش ببین کارت با کلش کجا رسیده خوبه به حاجی نگفتی بربر کویین 😅 علی:داداش تو فکر میکنی قرار بیل توروحمل کنه یا تو بیلو اخه من :هان 🤕 توهمین گیج حالی،داغی دست حسین پشت گردنم گفت : کار هر کس نیست بیل زدن مرد بدنساز میخاهد و دست دمبل زن :انگار راست میگفتن بیل یجورایی حق منو خورده بود ولی خب نشونتون میدم. #طنز_جهادی #اردو_جهادی_فاطمه_الزهرا #جهاد_در_راه_است

شادی دنیایت را آدمها نمیخرند!
اگر خریدار داشت، تمام قوانین دنیا زیر سوال لبخندت له میشد....
 #جهاد_در_راه_است 
 #گروه_جهادی_فاطمه_الزهرا
 #ریگان

2018-08-23 21:16

70 0

 

شادی دنیایت را آدمها نمیخرند! اگر خریدار داشت، تمام قوانین دنیا زیر سوال لبخندت له میشد.... #جهاد_در_راه_است #گروه_جهادی_فاطمه_الزهرا #ریگان

پرسید:
 توی این #هوای_گرم و #تعطیلاتی که چند روز دیگه تموم میشه، سختت نیست بلند بشی بری یه دهات و #حمالی کنی؟ تو نری هم اتفاقی نمی افته، بقیه میرن!
گفتم:
 آره هوا خیلی گرمه، کار توی تعطیلات هم برام سخته...من هم اگر نرم، به جای من یه نفر دیگه میره،ولی تو ببین چه #شیرینی داره که من از شوق رفتن، سر از پا نمی شناسم! 
تو چشماتو باز کن، من با رفتنم فقط یه روستا رو آباد نکردم؛ یه #دنیا رو زیبا تر کردم...
 #میروم_وقف_فرج
 #السابقون
 #اردو_جهادی_فاطمه_الزهرا_س 
 #میسازیم_تا_ساخته_شویم

2018-08-22 17:32

72 3

 

پرسید: توی این #هوای_گرم و #تعطیلاتی که چند روز دیگه تموم میشه، سختت نیست بلند بشی بری یه دهات و #حمالی کنی؟ تو نری هم اتفاقی نمی افته، بقیه میرن! گفتم: آره هوا خیلی گرمه، کار توی تعطیلات هم برام سخته...من هم اگر نرم، به جای من یه نفر دیگه میره،ولی تو ببین چه #شیرینی داره که من از شوق رفتن، سر از پا نمی شناسم! تو چشماتو باز کن، من با رفتنم فقط یه روستا رو آباد نکردم؛ یه #دنیا رو زیبا تر کردم... #میروم_وقف_فرج #السابقون #اردو_جهادی_فاطمه_الزهرا_س #میسازیم_تا_ساخته_شویم

NEXT PAGE

IRAN

Top Instagram followed

#100@kimkardashian
https://scontent-bru2-1.cdninstagram.com/vp/37c74203672a5eef2efa755e42427b69/5C4C242C/t51.2885-19/s150x150/41326196_329788961105496_8866535953355767808_n.jpg kimkardashianfollowed by: 119588288
#101@mahnaz_afshar
https://scontent-bru2-1.cdninstagram.com/vp/d026de06117d484b707291d883278d5f/5C44DF5D/t51.2885-19/s150x150/40129243_326837631225667_720691281726013440_n.jpg mahnaz_afsharfollowed by: 7699997
#102@rambodjavan1
https://scontent-bru2-1.cdninstagram.com/vp/96ca876fc3f9b4f14f279745dc500809/5C511634/t51.2885-19/s150x150/25009964_1796383853992001_6440581258836705280_n.jpg rambodjavan1followed by: 7339495
#103@behnoosh_bakhtiari
https://scontent-bru2-1.cdninstagram.com/vp/aa0ad373829fa0aa2c30947026059800/5C853D86/t51.2885-19/s150x150/19425492_789875744515728_81687524895883264_a.jpg behnoosh_bakhtiarifollowed by: 6734557
#104@saharghoreyshiofficialpage
https://scontent-bru2-1.cdninstagram.com/vp/fc1bcdbdf700cd8f46fd6ee7c89aaffc/5C557758/t51.2885-19/s150x150/43818204_808062296251884_6838136582944325632_n.jpg saharghoreyshiofficialpagefollowed by: 6114409
#105@rezagolzar
https://scontent-bru2-1.cdninstagram.com/vp/a4c726a9d36281fd178eedcfb875c579/5C4C7122/t51.2885-19/s150x150/42498646_387424915131713_9205488995625074688_n.jpg rezagolzarfollowed by: 5536641

See more instagram profiles from

IRAN

MORE